تبليغاتX
هر كه سرگردان به عالم گشت غمخواری نیافت
چگونه می توانم آنگونه که شما می خواهید و نمونه یک منتظر واقعی است رفتار کنم

 

نمی دانم می توانم

آیا شما راضی هستید

ای کاش بودم شایسته حضور شما

ای کاش دعاهایم فقط برای شما و به خاطر شما بود

مولای من اگر تا به حال نیامدی به خاطر عدم لیاقت من است

پروردگارا ما را لایق حضورش بفرما


نوشته شده در تاريخ توسط غزل

 

ما با قرآن چگونه برخورد می کنیم؟ هر چقدر شعاعر خداوند را حفظ کنیم خداوند نیز حرمتمان را حفظ می کند.   

بیایید یاد بگیریم

  • چیزی روی قرآن نگذارید.
  • پول ،عکس و هیچ چیز دیگر مگر آیات قرآن، را در بین صفحات قرآن نگذارید.
  • قران را به عنوان زیر دستی برای نوشتن استفاده نکنید.
  • حق نداریم از ماژیک فسفری برای نشانه دار کردن ایات  قران استفاده کنیم.
  • برای قرآنها پوششی از پارچه یا سلفون برای جلوگیری از گرد وخاک قرار دهیم.
  • قرآن را در کتابخانه بالاترین جای ممکن قرار دهیم.
  • از هر قرآن که در منزل داریم در طول ماه حداقل دو آیه را بخونیم.   

 

 


نوشته شده در تاريخ توسط غزل

نوشته شده در تاريخ توسط غزل

 

در دنيا آدم‏هايي هستند كه به ظاهر زنده‏اند، نفس مي‏كشند، راه مي‏روند، حرف مي‏زنند، زندگي مي‏كنند، اما در حقيقت اسير دنيا، بردة زندگي و ذليل حوادث هستند؛ از خود اراده و اختياري ندارند، آلت بلا ارادة عوامل طبيعتند، درمقابل مرگ وحشت‏زده و زبونند،‌ براي آنكه زندگي كنند. آنچنان به ذلت و اسارت تن درمي‏دهند و در قفس احتياجات كثيف مادي اسير مي‏شوند و قيود و حدود مادي مثل تار عنكبوت آنچنان آنها را اسير و برده مي‏سازد كه در ميليون‏ها و ميلياردها مردمي كه همه روزه به دنيا قدم مي‏گذارند و زندگي مي‏كنند و مي‏روند، از همين قماشند. بر اعمال آنها، هيچ نتيجه‏اي مترتب نيست، هيچ تأثيري بر عالم وجود ندارند، اگرچه زندگي مي‏كنند ولي مرده‏اند، بين زندگي و مرگ آنها تفاوتي وجود ندارد.

 

انساني مي‏تواند زندگي حقيقي داشته باشد كه اسير و برده زندگي نگردد، هيچ‏چيز حتي خود زندگي، او را به قيد و بند اسارت و ذلت نكشاند،‌ آزاد و مختار باشد و تا وقتي كه زنده است با افتخار و شرف زندگي كند، و هنگامي كه مرگ فرا رسيد، آن را با آغوش باز بپذيرد كه خود مبداء حيات اخروي و تكامل بزرگتر و مهمتري است. اين انسان تا وقتي كه زنده است براستي زندگي مي‏كند، آقا و سرور خود مي‏باشد، از موجوديت خود ذلت مي‏برد و جسم مادي او وسيله‏اي براي روح او و شخصيت انساني اوست، و چون از مرگ نمي‏ترسد قدرتمند است و ديگران در مقابل اراده او تعظيم مي‏كنند.

http://www.chamran.org


نوشته شده در تاريخ توسط غزل

 

اگر مقصد پرواز است، قفس ويران بهتر

 

پرستويي كه مقصد را در كوچ مي يابد

 

از ويراني لانه اش نمي هراسد .

شهید آوینی


نوشته شده در تاريخ توسط غزل

  


نوشته شده در تاريخ توسط غزل

یه نکته رو برای همیشه به یاد داشته باش اگه

 

به سمت نور بری

 

سایه های پشت سرت فرار می کنن

 

شروع سال جدید رو مبدا رفتن به سوی

 

نور

 

قرار بده. باشه!

 


نوشته شده در تاريخ توسط غزل

يك اربعين نبود 
 
ما را كه غير داغ غمت‏بر جبين نبود
نگذشت لحظه‏اى كه دل ما غمين نبود
 
هرچند آسمان به صبورى چو ما نديد
ما را غمى نبود كه اندر كمين نبود
 
راهى اگر نداشت، به آزادى و اميد
رنج اسارت، اينهمه شور آفرين نبود
 
اى آفتاب محمل زينب، كسى چو من
از خرمن زيارت تو خوشه چين نبود
 
تقدير با سر تو مرا همسفر نمود
در اين سفر مقدر من غير از اين نبود
 
گر از نگاه گرم تو آتش نمى‏گرفت
در شام و كوفه خطبه من آتشين نبود
 
گر شوق سر به چوبه محمل زدن نداشت
زينب پس از تو، زينب محمل نشين نبود
 
در حيرتم كه بى‏تو چرا زنده مانده ام
عهديكه با تو بستم از اول چنين نبود
 
ده روزه فراق تو، عمرى به ما گذشت
يك عمر بود هجر تو، يك اربعين نبود


نوشته شده در تاريخ توسط غزل

عن « مجالس المفيد(قدس سره) »بالإسناد عن الحسن بن عليّ(عليهما السلام) ، أنّه قال : « من أحبّنا بقلبه ونصرنا بيده ولسانه ، هو معنا في الغرفة الّتي نحن فيها ، ومن أحبّنا بقلبه و نصرنابلسانه ، فهو دون ذلك بدرجة ، ومن أحبّنا بقلبه وكفّ بيدهولسانه ، فهوفي الجنّة »

يعنى : حضرت امام حسن(عليه السلام)فرمود : هر كس ما را با قلب خودش دوست داشته و با دست و زبانش يارى كند ، او در غرفه هاى بهشتى كه ما در آن ساكنيم با ما خواهد بود ، و هر كس مارا با قلب خود دوست داشته و با زبانش يارى كند ، پس او در بهشت يك درجه پائين تر از مقام ما جاى دارد ، و هركس مارا با قلب خود دوست داشته و دست و زبانش را از ظلم بر ما باز دارد ، پس او در بهشت خواهد بود .

جگونه میتوان بدون شناخت کسی را با قلب دوست داشت؟

در مجلس عزای امام حسین (ع)بدون شناخت حضرتش وارد نشوید گریه اگر برای امور دنیایی باشد راهی به سوی کمال ندارد.

 

 


نوشته شده در تاريخ توسط غزل
دست عشق از دامن دل دور باد

می توان آیا به دل دستور داد

می توان آیا به دریا حکم کرد

که دلت رایادی از ساحل مباد ؟

موج را آیا توان فرمود :ایست!

باد را فرمود باید ایستاد؟

آن که دستور زبان عشق را

بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می دانست تیغ تیز را

در کف مستی نمی بایست داد

فرصت گذشت و حرف دل ناتمام ماند

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم....

(با کمی دقت می شه فهمید قیصر به چه چیزهایی توجه می کرد که ما از اونهاغافلیم)

شادروان قیصر امین پور


نوشته شده در تاريخ توسط غزل

نخستین شرط آسان شدن دشواریها بر انسان تصمیم و تلاش خود اوست. اگر هزار بار دعای موسی را تکرار کنی و «یَسِّرلی أمرِی» بگویی و از خداوند تقاضای آسان شدن مشکلات کار خود را بنمایی ،‌تا همه ی ‌توان را برای حلّ آن مشکل به کار نگیری ، نتیجه ندارد.

امام رضا علیه السلام می فرماید :

کسی که از خداوند توفیق بخواهد ولی تلاش نکند خود را مسخره کرده است.

وقتی انسان مصمّم می شود که خود را به امواج مشکلات بزند ، بر اساس سنّت آفرینش ، خداوند دشواریها را بر او آسان می سازد.


نوشته شده در تاريخ توسط غزل

 

از وصایای آیت الله حسنعلی اصفهانی (معروف به نخودکی)به فرزندش:

اگر آدمی، یک اربعین به ریاضت پردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، هباءً منثوراً خواهد گردید.

بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیده ام، به برکت بیداری شبهاو مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است، ولی اصل و روح همه این اعمال، خدمت به ذراری ارجمند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.

بدان که انجام امور مکروه، موجب تنزل مقام بنده خدا می شود که به عکس اتیان مستحبات، مرتبه او را ترقی می بخشد.

http://www.salehin.com/


نوشته شده در تاريخ توسط غزل
 
 
 
The one who takes your hand
but
touches your heart is
a
true Friend

 

نوشته شده در تاريخ توسط غزل


نوشته شده در تاريخ توسط غزل

 

 

 

 

 

 

گلایه های دیگران را در مورد خودت بپذیر

 تا

 بتوانی به حقایق وجودی خویش پی ببری

                                                          و

 خویش را به خاطر عیوب و كاستی هایت

                                                            مورد شماتت و سرزنش قرار نده وبعد برای

 

 بر طرف كردن آنها اقدام كن

 


نوشته شده در تاريخ توسط غزل

خواسته حقیقی همیشه در چهارسطح ،هماهنگی دارد: جسم ، دل ، ذهن و روح.

اغلب به دوازده طریق با خواستهای واقعی خود فاصله می گیریم :

انتقام

 دلبستگی

 تردید

 دلیل تراشی

   مبارزه طلبی

     تسلیم شدن

 اجتناب كردن

 توجیه نمودن

 رد كردن

 دریغ داشتن

واكنش

 و از خود گذشتگی  

   


نوشته شده در تاريخ توسط غزل
 

 

We seldom think of
what we have,
but always think of
what we miss 

نوشته شده در تاريخ توسط غزل

 

 اگه ازم بپرسي چگونه از پس شرايط دشوار زندگي

بر آمده ام من بهت پاسخ مي دهم به كمك باور وايماني

كه دارم . من باور دارم ((نيرويي مرا راهنمايي مي كند))

اين باور از روي خود خواهي نيست بلكه ناشي از اين احساس

است كه من براي اين به دنيا آمده ام تا ماموريتي مهم را به انجام

برسانم .  هميشه  احساس مي كنم راه چاره  با پاي خود به  سوي من

 خواهد آمد و بر پايه اين باور تا زماني كه راه  چاره را پيدا نكنم  تسليم

 نمي شوم .من باور دارم در پي هر مشكلي راه حل آن مشكل نيز مي آيد و

خداوند هيچ مشكلي را بدون آنكه توانايي حل كردن آن را به ما داده باشد پيش

 روي ما قرار نمي دهد .ايمان من به درست بودن اين امر مرا ياري داده تا هميشه

 راه چاره ها را پيدا كنم .

                                                                                          آنتونی رابینز


نوشته شده در تاريخ توسط غزل
درباره وبلاگ
هر جا که رخ افروختی ای گل همانجا سوختم... گاهی میان انجمن گاهی به صحرا سوختم در مجمع روحانیان افروختم آتش به جان... در محضر لاهوتیان پروانه آسا سوختم.

http://www.salehin.com

آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه


Blog Skin