علمعبارت است از ايمان به خدا و خضوع و خشوع در مقابل او و علمى كه براى
آخرتمفيد باشد.
از پيغمبر اكرمصلى الله عليه وآله روايتشده كه فرمودند:
يا اباذر من اوتي من العلم ما لايبكيه لحقيق ان يكون قد اوتي علما لاينفعه لان الله تعالىنعت العلماء فقال - عزوجل «ان الذين اوتوا العلم من قبله اذا يتلى عليهم يخرون للاذقانسجدا× و يقولون سبحان ربنا ان كان وعد ربنا لمفعولا× ويخرون للاذقان يبكون ويزيدهمخشوعا» (72) . يا اباذر من استطاع ان يبكي فليبك و من لم يستطع فليشعر قلبه الحزن وليتباك ان قلبالقاسي بعيد من الله - تعالى -
ولكن لايشعرون; (73)
اى اباذر! كسى كه به او علمى داده شده كه او را از خوف و خشيتخداوند
نمىگرياند، در واقعبه او علمى داده شده كه به او سودى نمىبخشد، زيرا
خداوند - عزوجل - در توصيف علما فرموده:«آنها كه پيش از اين به مقام
علم و دانش رسيدند،
هرگاه اين آيات برايشان تلاوت شود، همه با كمالخضوع و فروتنى
سر طاعتبرحكم آن فرود آوردند; و گويند: پروردگار ما پاك و منزه است،
البتهوعده خداى ما محققا واقع
خواهد شد. و آنها با چشم گريان همه سر به خاك عبوديت نهاده و
پيوستهبر خوف و ترسشان از خدا مىافزايد» اى اباذر! كسى كه مىتواند
گريه كند، بايد گريه كند و كسى كهآمادگى ندارد و نمىتواند گريه كند،
قلب خود را محزون نموده و خود را بگرياند، به درستى كه قلبسخت
و غيرخاشع، از خداى تعالى دور است و در عين حال افراد سنگدل نمىفهمند.
تعلیم و تربیت در نهج البلاغه
جناب آقای حسنی تعریف كردند:
روزی همراه بعضی از دوستان جهت زیارت آقای مجتهدی به قزوین رفتیم، محل
سكونت ایشان منزل آقای حاج فتحعلی بود.
بعد از اینكه لحظاتی را در خدمتشان سپری كردیم، خطاب به جناب حاج فتحعلی فرمودند:
كاغذ و قلمی تهیه كنید تا یك دو بیتی درباره حضرت ابوالفضل (علیهالسلام) بگویم
حاج علی آقا یك برگ كاغذ و قلمی به ایشان دادند.
پشت كاغذ مقدار اندكی خط خوردگی داشت، هنگامی كه آقا آنرا گرفته و مشاهده
نمودند فرمودند:
اسم حضرت را بر روی كاغذ قلم خورده نمینویسند.
این بیان و اظهار ایشان نشانگر نهایت ادب و احترام نسبت به
اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) بود.به هر حال حاج علی آقا فوراً كاغذی
كاملاً تمیز مهیا نمودند، آنگاه آقای مجتهدی گفتند:
حضرت ولی عصر (ارواحنافداه) میفرمایند: هر كس با این دو بیت شعر
متوسل به عمویم قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس (علیهالسلام) بشود
حتما حاجتش برآورده خواهد شد،
و سپس شروع به خواندن بیت اول كردند و در فاصله بین بیت اول و دوم حدود نیم
ساعت با شدت تمام میگریستند، آنگاه بیت دوم را خواندند و باز حدود نیم ساعت
شدیداً گریه كردند، آنگاه دو بیتی را رویكاغذ نوشتیم كه عبارت بود از:

http://www.salehin.com/fa/mojtahedi/nasayeh/index.htm
جز تو ای روح روان هیچ مددکاری نیست
با که گویم راز دل را کس مرا همراز نیست
از چه جویم سر جان را در به رویم باز نیست
از ما بگو نگار فسونکار شهر را
ما یوسفیم و ناز زلیخا نمیکشیم
دامن کشیده ایم ز دست بتان ولی
دست طلب ز دامن مولا نمیکشیم
پروانه ایم و طالب دلدار یکدلیم
ما ناز شمع انجمن آرا نمیکشیم

